۳۱ خرداد ۱۳۸۹

بامیان بازهم قربانی تبعیض واستبداد اما ازنوع دیگر

تاريخ اين سرزمين حكايت ازسلي هاي سنگين استبداد وتيعيض دارد ودر دل صخره ها وكوها ي اين سرزمين هنوزهم مهر تبعيض حك شده باقي مانده است ، جفاي روا داشته شده ازسوي حاكمان زمانه خاطرات تلخ را دردل تاريخ اين سرزمين مصيبت ديده بيادگار گذاشته است .



گرچند مرور گذشته دردي را دوا نميكند بجز اينكه روح انسان را متآلم ازآنهمه انسان ستيزي وتوحش سازد ، اما بجاست تا همه وبخصوص نسل نو برخاسته بايد بدانند كه پدران واجداد شان با چه زجري دربرابر حادثات برخاسته ازديدگاهاي خودخواهانه ودكمانديشانه قرار داشتند وبا كوله بارازستم تحميل شده وجبر رواداشته شده عمدي زيستند وبا قلب هاي آكنده ازاندوه وبيزاري مظلومانه مردند ويا كشته شدند .


درست دانشمندان عصر حاضر بازگشت انسان به گذشته را جهالت مينامند ونيازي به مروري آن نيست، اما عصرنوين وبه تعبير بعضي عصردموكراسي چه ارمغاني را براي مردم كه ميراث دار تبعيض واستبداد بوده ، هديه دارد .


شيوه عملكردها تغيير چندان باگذشته نيافته وفقط شعارها رنگ وبوي ديگر گرفته است .


درگذشته حق درس خواندن ، حق ابراز نظر ، حق خواستن وعمل كردن وصدها حق ازمردم اين ولايت گرفته شده بود و به صراحت درمجامع عمومي ازسوي زمامداران عنوان ميگرديد ، اما امروز شعار مشاركت ، عدالت اجتماعي وحقوق مساوي سر داده ميشود ، درحاليكه دراصل پاليسي طراحي شده چنين چيزي واقعيت ندارد .


دليل مشخص وواضح آن اختصاص بودجه وامكانات به باميان نسبت به ولايات ننگرهار ، قندهار وولايات مشرقي وجنوبي ميباشد .


درهفت سال گذشته كه جامعه جهاني با ملياردها دالر به كمك مردم افغانستان شتافتند وبا عدم آشنايي با نوع نگرش ها مسئولين كليدي ، اولويت ها را اززبان آنان شنيدند وعمل كردند وغافل ازينكه دراين سرزمين فقط روحيه مليت گرايي حاكميت دارد وبس ،


مليونها دالر به يك پارك صنعتي درولايت ننگرهار اختصاص داده ميشود ولي نصف آن براي تهيه آب آشاميدني قريه هاي زرگران وسنگ چسبان وملاغام دريغ ميگردد وصد ها موارد تناقض بين باميان وحتي ولايت نورستان .


مردم باميان كه اكثراً حكومت محلي را عامل بي توجهي به نيازهاي اوليه ميدانند ، درست حكومت محلي نيز دخيل درامركندي روند نوسازي وبازسازي دراين ولايت ميباشد زيرا وقتي ميدانند كه دولت مردان تصميم گير ازچهره مردم وازشنيدن نام باميان بيزارند ، جامعه جهاني وكشورهاي كمك كننده را آگاه نميسازند ودر رسانه فرياد تبعيض واستبداد را سر نميدهند ؟


اما واقعيت امراينست كه تبعيص وتعصب ريشه درگوشت ، پوست وخون كساني دوانيده كه درگذشته درهرم قدرت بوده ودرحال حاضر نيز با چنين ديدگاهي قدرت را ازآن خود كرده اند ، بنا براين ميتوان گفت كه اصل تفكر حاكم در گلوگاه تصميم گيري بر مبناي تبعيض استوار است وفقط مكانيزم اجرايي آن با درنظرداشت تغيير اوضاع نسبت به گذشته فرق نموده است .


هیچ نظری موجود نیست: